الشيخ رسول جعفريان
941
رسائل حجابيه (فارسى)
و روايت بر خلاف حمل شده بر تقيّه و يا تأويل نمودهاند . « 1 » بنابراين جايى كه غلام و بنده كه مىتوان گفت تحجّب بىبى از آنها غالبا عسر و حرج و علاوه نظر ريبهء آنها بعيد و بر فرض نظر آنها ريبه باشد ، دسترس به خانم و بىبى عادتا نيز مستبعد است كه مورد اعتنا و توجه خانمها باشند ، واجب و لازم باشد ، پس چگونه خواهد بود حكم به وجوب تحجّب از ديگران . طايفهء سيزدهم : اخبارى است كه دلالت دارد بر عدم جواز نمودن خواجه و خصىّ بر زنان . چنانچه در وسائل نقل شده كه راوى گفت : سؤال نمودم از حضرت ابا الحسن موسى بن جعفر عليه السلام كه جايز مىباشد براى شخص خواجه و خدمتگزار خصىّ كه داخل بشوند بر بىبىها ؛ پس بدهند به دست آنها آب وضو را ، پس ديده مىشود موهاى سر آنها ؛ حضرت فرمودند : نه جايز نيست . « 2 » و از مكارم الاخلاق نقل شده كه حق ندارد كه بنشيند زن مقابل روى خواجه با سر برهنه ؛ « 3 » و روايتى كه بر خلاف وارد شده ، تأويل شده و يا بر تقيّه حمل نمودهاند ؛ زيرا قرائنى در روايت است كه دلالت دارد بر تقيّه ؛ و شواهدى از اخبار نيز موجود است ؛ مانند روايتى كه در قرب الاسناد از خثعمى از ابا الحسن عليه السلام است كه گفت : نوشتم رسالهاى خدمتش و سؤال نمودم از خواجهاى كه رسيده به حد بلوغ ؛ آيا حلال است زنها بروند در مقابلش با صورت گشوده و جايز است نظر كند به زنها ؟ خثعمى مىگويد : حضرت در آن مكتوب جواب اين مسأله را نداد . « 4 » معلوم مىشود كه تقيّه بوده از بنى العباس ؛ چون ايشان داراى خواجهها بودند در حرمسراهاى خود . پس وقتى كه زن مكلّفه باشد به ستر نمودن صورت و ننشستن با خواجهگانى كه اصلا خوف وقوع زنا و فتنه و فحشا در آنان نيست ، چگونه خواهد بود مكشّفه بودن زنان امّت پيغمبر در آخر الزمان ، در بازارها و معابر و خيابانها ، بلكه برهنه بودن با زينتهاى فوق العاده و يا با شوهران باغيرت و مسلمان ايشان . طايفهء چهاردهم : اخبارى است كه دلالت مىكند بر حرمت نظر زن به مرد اجنبى و لو آن مرد ، شخص كور باشد ؛ و بعبارة اخرى به هيچ وجه ريبهاى تصوّر نشود . از جمله در كافى
--> ( 1 ) . مانند اين روايت : قلت لابى عبد الله عليه السلام : المملوك يرى شعر مولاته و ساقها ! قال : لا بأس . كافى ، ج 5 ، ص 531 ( 2 ) . كافى ، ج 5 ، ص 532 ( 3 ) . مكارم الاخلاق ، ص 232 ( 4 ) . قرب الاسناد ، ص 125